169
-
تاریخ: 1397/12/3 ساعت: 13:59
اتفاقا دیروز میخاستم بنویسم کاش یروز یه کتاب هدیه بگیرمو امروز..منو اینهمه خوشبختی محاله ^_^97.12.18
171
-
تاریخ: 1397/12/3 ساعت: 13:59
موبایلم خراب شد و الان در تخمی ترین حال ممکن به سر میبرم
172
-
تاریخ: 1397/12/3 ساعت: 13:59
درمورد حقم از زندگی حرف زدی میدونی تمام چیزی که میخاستم چی بود؟ تمام حقی که داشتم؟فقط یه "اون"اره من فقط اونو میخاستم .. اصنم یه رابطه ی خاص نمیخاستم.. نمیخاستم خاص باشهمث خیلیای دگ کادوی تولد و ولنو
173
-
تاریخ: 1397/12/3 ساعت: 13:59
اینم از روز تولدم که گذشتمن همیشه دلگیر!ابنکه 34 نفر تولدم یادشون بود و تبریک گفتن حس خوبی داشت و کلی خوشحالم کرداما راستش بین همه ی پیاما چشمم دنبال پیام یه نفر بود... چشمم فقط به یه آنلاین بود بلکه ایز تایپینگ بشه ..که بفهمم هنوزم تو یه گوشه ی کوچولو از ذهن اون آم جا دارم! اما خوب نشد و نبایدم همی...
174
-
تاریخ: 1397/12/3 ساعت: 13:59
دوباره اون آیدی...و منی که به شدت از کارای احمقانت متنفرم.یروز تلافی تمام اذیتایی که کردیو سرت در میارم و از این بابت شک نکن.
175
-
تاریخ: 1397/12/3 ساعت: 13:59
هوات اصلا از سرم نمیره..."اگه بد شد"مهدی یغمایی
176
-
تاریخ: 1397/12/3 ساعت: 13:59
تو این لحظه عاجزانه آرزو میکنم که بهم پیام بدی 97.11.2923:26
177
-
تاریخ: 1397/12/3 ساعت: 13:59
کتاب "عقاید یک دلقک " تموم شد. از اول تا اخرش حس همزادپنداری عجیبی با هانس داشتم.کاملن درکش میکردم و فک میکنم اون با تمام بدبختیش حتی میتونه از من خوشبخت تر باشه! اون حداقل میتونه سیگار بکشه, کنیاک بخوره, حتی میتونه گیتار بزنه و اواز بخونه و اینطوری حال خودشو برای چند لحظه هم که شده خوب کنه ...من بر...
178
-
تاریخ: 1397/12/3 ساعت: 13:59
کنسرتای علی یاسینی هم که شرو شدووو ...همینطوری داره به لیست کنسرتایی که نمیتونم برم اضافه میشه!
132
-
تاریخ: 1397/10/8 ساعت: 19:42
باز هم شب شدو دلتنگی ما روشن شد ... 01:00㏂
133
-
تاریخ: 1397/10/8 ساعت: 19:42
گفتم ای دل، نَروی؟ خار شوی، زار شوی بر سرِ آن دار شوی بی بَر و بی بار شوی نکند دام نهد؟ خام شوی، رام شوی؟ نپَری جلد شوی، بی پر و بی بال شوی؟ نکند جام دهد؟ کام دهد، ازلب خود وام دهد؟ در بَرت ساز زند
134
-
تاریخ: 1397/10/8 ساعت: 19:42
135
-
تاریخ: 1397/10/8 ساعت: 19:42
شب یلدا باشد شیمی باشد از کنکوری بدبخت تر نباشد! ۹۷.۹.۳۰
139
-
تاریخ: 1397/10/8 ساعت: 19:42
راجبش نگید نمیخوام اشکام بریزه راجبش نگید هنوزم واسه من عزیزه راجبش نگید نمیخوام یادم بیاد ندارمش راجبش نگین همین کافیه که خوبه حالشازم دور شید راجبش نگید من با خاطراتش خوشم به من چه که دیگه مال من نیست اونو تو دلم نمیکشمبه من چه اگه خیلی راحت منو از دلش پاک کرد ازم دور شید پای خودم هر کاری که باهام...
140
-
تاریخ: 1397/10/8 ساعت: 19:42
وِی زیر پتو رفته و بخاری را بغل میکند و همچنان از سرما میلرزد TT 97.10.8